قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
315
تاريخ الفي ( فارسى )
شده برجست و ضربت شمشير بر ام الدماغ وى زد كه مغزش شكافته شد . و روايتى آنكه زبير به نماز مشغول بود كه عمرو بن جرموز در حالت سجده او را به قتل آورد . على اىّ حال ، زبير بيرون از معركهء جمل كشته شد . منقول است كه چون عمرو بن جرموز سر زبير را نزد امير المؤمنين آورد و بشارت دوزخ شنيد ، از اين غبن و غصّه به همان شمشير كه زبير را كشته بود خود را به قتل آورد ؛ و اللّه اعلم بحقايق الامور . و مدّت عمر زبير به روايتى پنجاه و هفت سال بود و به قولى شصت و چهار سال . « 1 » و به عقيدهء صاحب گزيده زبير ده پسر داشت . از آن جمله عبد اللّه ، عاصم ، عروة ، منذر ، و مصعب از اسماء بنت ابى بكر تولّد نموده بودند ؛ و حمزه ، خالد ، عبيده ، و جعفر « 2 » از امّهات مختلفه . در حبيب السيّر مسطور است كه در جنگ جمل شانزده هزار و هفتصد و نود كس از لشكر عايشه به قتل رسيدند و از سپاه شاه ولايتپناه هزار و هفتاد كس شربت شهادت چشيدند . و در تاريخ گزيده مزبور است كه در آن معركه هفت هزار كس كشته شده ، از آن جمله هزار نفر از سپاه امير المؤمنين بودند و باقى از جيش عايشه . در روضة الصّفا مذكور است كه در آن محاربه قريب هفده هزار كس از جنود عايشه به قتل رسيد و نزديك به سه هزار نفر از اتباع امير المؤمنين بودند . و به عقيدهء صاحب مستقصى شهداء لشكر آن حضرت از هزار كم بودند و از نهصد زياده . و به قول بعضى مورّخان در آن معركه دويست و هفتاد مرد از قبيلهء بنى ضبيّه را كه مهار شتر عايشه را نوبت بنوبت مىگرفتند مقطوع اليد كشتهاند . و در فتوح ابن اعثم كوفى نقل كرده كه از لشكر امير المؤمنين يك هزار و هفتاد كس درجهء شهادت يافتند . فامّا لشكر عايشه بدين تفصيل به قتل رسيدند : چهار هزار كس از قبيلهء ازد ، دو هزار كس از قبيلهء بنى ضبّيّه ، از بنى ناجيه چهار صد ، از بنى بكر بن وايل هشتصد ، از بنى حنظله نهصد ، از بنى عدىّ و موالى ايشان نود ، و از ساير مردم و اخلاط الناس نه هزار ؛ و اللّه تعالى اعلم . و در مقصد اقصى از محمّد بن سيرين منقول است كه خالد بن الواشمه كه به سبب وفور عقل و فطانت و كمال فهم و ديانت نزد عايشه منزلتى داشت ، در آخر واقعهء جمل پيش او رفت . عايشه از او پرسيد كه : طلحه كجاست ؟ جواب داد : كه مقتول شد . باز سؤال كرد كه : حال زبير به چه انجاميد ؟ گفت : در روز اوّل از معسكر بيرون رفت و حالا خبر قتل او شيوع يافته . عايشه از [ يكى ] ديگر [ از ] اصحاب پرسيد . جواب شنيد كه او نيز به ياران ملحق شد . عايشه گفت : بارى سبحانه و تعالى بر ايشان رحمت كناد . خالد گفت : يا امّ المؤمنين ، از اصحاب مرتضى على ، زيد
--> ( 1 ) . تاريخ دقيق مرگ زبير پنجشنبه دهم جمادى الآخر سال سى و ششم هجرى است . سن وى در موقع مرگ شصت و هفت سال و شصت و شش نيز نوشتهاند ؛ - نهاية الأرب ، ج 5 ، ص 163 . ( 2 ) . نويرى به جاى عاصم و خالد ، عامر و عمرو را جزو ده پسر زبير ذكر كرده است ؛ - پيشين ، ص 160 .